ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

117

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

كرده بودند از دست داد ، اصلا بحث كناره‌گيرى او نمىتوانست مطرح شود . « 1 » اعتراضات عليه خليفه بدين ترتيب عثمان حق خود مىدانست كه از قدرت و ثروت خلافت بنا به خواست خود آزادانه استفاده كند و از هر گونه اعتراض يا دخالتى عليه رفتار خود از سوى هر كس بشدت رنجيده خاطر مىشد . « 2 » در جريان انتخاب ، او دو بار بىهيچ درنگى تعهد كرد كه از كتاب خدا ، سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و عمل أبو بكر و عمر پيروى خواهد كرد ، امّا على عليه السّلام از سر احتياط گفت تا حد توان خويش چنين خواهد كرد ( على جهدى من ذلك ) . « 3 » جانبدارى بىپرواى او از خويشاوندان نزديكش از همان آغاز حكومت ، با اين تعهد ، تباين آشكار داشت . برداشت عموم از خودخواهى آمرانهء او در داستان زير به خوبى بازتاب يافته است . هنگامى كه مردم از عثمان انتقاد كردند كه چرا صد هزار درهم به عموزاده خود سعيد بن عاص بخشيده ، اعضاى شورا ، يعنى على ، زبير ، طلحه ، سعد و عبد الرحمن ، براى اعتراض به نزد او آمدند . او گفت كه من خويشاوندان و بستگان مادرى دارم و بايد به آنان رسيدگى كنم . چون از او پرسيدند آيا أبو بكر و عمر خويشاوندان و بستگان مادرى نداشتند ؟ او در پاسخ گفت : « أبو بكر و عمر پاداش اخروى را در كناره‌گيرى از خويشاوندان خود مىجستند و من در عطاى به خويشاوندان انتظار پاداش دارم . » ايشان گفتند : « به خدا سوگند ، راهبرى آنان براى ما بهتر از راهبرى تو بود . و او در جواب فقط گفت : « هر چه خداوند خواهد ، و هيچ نيرويى جز نيروى او نيست » . « 4 » عثمان در بسيارى از موارد شايد بر اثر مسرتى كودكانه در وضعيتى قرار مىگرفت كه

--> ( 1 ) ر . ك : طبرى ، ج 1 ، ص 3043 - 3044 . ( 2 ) به نظر كايتانى « عثمان به حق خود را نخستين خليفه‌اى مىدانست كه بنا بر تمام قوانين صحيح و با تأييد عمومى به خلافت رسيد ، بر خلاف أبو بكر و عمر كه با يك شبه كودتا ( فلتة ) قدرت را به دست گرفتند . بنابراين ، نگرش عثمان به قدرت حكومت با ديدگاه خلفاى پيشين متفاوت بود و او در ادارهء بيت المال ، كه آن را كاملا در اختيار خود مىدانست بدلخواه خود عمل مىكرد ( تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 9 ) . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2793 - 2794 . ( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 28 .